اگر ایمان در ثریا باشد، ایرانیان به آن دست مییابند.ایرانیان سما را با شمشیر میزنند تا داخل در ایمان شوید چنانچه شما انها میزنید داخل در اسلام شوند
اینها روایاتی که با ظهور هم تطبیق میشود ولی حاکی از یک تمدن جهانی از ایران است خواه قبل یا بعد ظهور البته در پرتو ایمان و اسلام
در آیه 38 سوره محمد(ص) خطاب به اعراب آمده است: « ... وَإِنْ تَتَوَلَّوْا يَسْتَبْدِلْ قَوْمًا غَيْرَكُمْ ثُمَّ لَا يَكُونُوا أَمْثَالَكُمْ » «اگر شما به اسلام پشت کنید، خداوند قومی را جایگزین شما می کند که مانند شما نباشد»
عبد العزيز بن عبد عن أبي هريرة ، قال: كنا جلوسا عند النبي صلّى اللّه عليه و سلّم فأنزلت عليه سورة الجمعة وَ آخَرِينَ مِنْهُمْ لَمَّا يَلْحَقُوا بِهِمْ قالوا: من هم يا رسول اللّه؟ فلم يراجعهم حتى سئل ثلاثا، و فينا سلمان الفارسي فوضع رسول اللّه صلّى اللّه عليه و سلّم يده على سلمان الفارسي ثم قال: «لو كان الإيمان عند الثريا لناله رجال- أو رجل- من هؤلاء» و رواه مسلم و الترمذي و النسائي و ابن أبي حاتم و ابن جرير من طرق، عن ثور بن زيد الديلي عن سالم أبي الغيث عن أبي هريرة به تفسیر قرآن العظیم
ابوهریره در تفسیر این آیه می گوید: جمعی از یاران رسول خدا(ص) گفتند یا رسول الله(ص) این قوم که خداوند در کتابش از آنان یاد کرده است، که اگر شما مرتدد شوید (مرتد به ولایت ) خدا قوم دیگری را می اورد کیانند؟ سلمان کنار پیامبر بود، حضرت دست روی زانوی سلمان زده و فرمودند: این مرد و قوم او هستند، اگر ایمان در ستاره ثریا باشد، مردانی از فارس به آن دست یابند.( ج8 ص425 تفسیر صافی ج5 ص173 _ مجمع البیان ج 10ص429)
* مردانی از قم چون پارههای فولاد
« عَنْ عَلِيِّ بْنِ عِيسَى عَنْ أَيُّوبَ بْنِ يَحْيَى الْجَنْدَلِ عَنْ أَبِي الْحَسَنِ الْأَوَّلِ (ع) قَالَ رَجُلٌ مِنْ أَهْلِ قُمَّ يَدْعُو النَّاسَ إِلَى الْحَقِّ يَجْتَمِعُ مَعَهُ قَوْمٌ كَزُبَرِ الْحَدِيدِ لَا تُزِلُّهُمُ الرِّيَاحُ الْعَوَاصِفُ وَ لَا يَمَلُّونَ مِنَ الْحَرَبِ وَ لَا يَجْبُنُونَ وَ عَلَى اللَّهِ يَتَوَكَّلُونَ وَ الْعاقِبَةُ لِلْمُتَّقِين.» بحار الانوار، ج 57، ص216، باب 36
علی بن عیسی از ایوب بن یحیی از امام موسیبنجعفر(ع) روایت میکند که آن حضرت فرمودند: مردی از اهل قم مردم را به سوی حق دعوت میکند و قومی گرداگرد او جمع میشوند به صلابت پارههای فولاد، تند بادها آنان را نمیسوزاند و از جنگ خسته نمیشوند و ترس به خود راه نمیدهند و بر خدا توکل می کنند و سرانجام، پیروزی از آن متقین است.
*قیام مردمی حق طلب از مشرق زمین
این جماعات همانایی هستند که امام باقر(ع) در وصفشان فرموده است: (عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ ع أَنَّهُ قَالَ كَأَنِّي بِقَوْمٍ قَدْ خَرَجُوا بِالْمَشْرِقِ يَطْلُبُونَ الْحَقَّ فَلَا يُعْطَوْنَهُ ثُمَّ يَطْلُبُونَهُ فَلَا يُعْطَوْنَهُ فَإِذَا رَأَوْا ذَلِكَ وَضَعُوا سُيُوفَهُمْ عَلَى عَوَاتِقِهِمْ فَيُعْطَوْنَ مَا سَأَلُوهُ فَلَا يَقْبَلُونَهُ حَتَّى يَقُومُوا وَ لَا يَدْفَعُونَهَا إِلَّا إِلَى صَاحِبِكُمْ قَتْلَاهُمْ شُهَدَاءُ أَمَا إِنِّي لَوْ أَدْرَكْتُ ذَلِكَ لَاسْتَبْقَيْتُ نَفْسِي لِصَاحِبِ هَذَا الْأَمْه) غیبت نعمانی، ج50، ص273
«گویا من قومی را میبینم که از مشرق زمین خروج کرده، حق خود را میطلبند، ولی به آنان نمیدهند، دیگر باره حق خود را میخواهند و به آنان نمیدهند، وقتی چنین دیدند سلاح خود را بر دوش نهاده آنگاه حق آنان را میدهند، ولی آنان نمیپذیرند تا این که قیام کنند و این حکومت را به جز صاحبشان به کسی تحویل نخواهند داد و اینان کشتههایشان شهیدند.»
* قومی در مشرق، زمینه ساز حکومت حضرت مهدی(عج) هستند
رسول اکرم(ص) :
الْبَابُ الْخَامِسُ فِي ذِكْرِ نُصْرَةِ أَهْلِ الْمَشْرِقِ لِلْمَهْدِيِّ ع عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ الْحَارِثِ بْنِ جَزْءٍ الزُّبَيْدِيِّ قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص يَخْرُجُ أُنَاسٌ مِنَ الْمَشْرِقِ فَيُوطِئُونَ لِلْمَهْدِيِّ يَعْنِي سُلْطَانَهُ هَذَا حَدِيثٌ حَسَنٌ صَحِيحٌ رَوَتْهُ الثِّقَاتُ وَ الْأَثْبَاتُ أَخْرَجَهُ الْحَافِظُ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ بْنُ مَاجَةَ الْقَزْوِينِيُّ فِي سُنَنِه) بحار الانوار، ج51، ص87
زبیدی گوید: رسول خدا(ص) فرمودند: مردمی از مشرق زمین، قیام کنند و زمینه را برای مهدی(عج) فراهم کنند؛ «یعنی زمینه حکومت را برای او فراهم سازند»
جابر جعفی از امام صادق علیه السلام نقل کند که
والفجر قائم عجل الله تعالی فرجه است و لیال عشر شبهای دهگانه مراد ائمه از امام حسن تا امام حسن عسکری علیهم السلام اند
و الشفع مراد از جفت امیرالمومنین و فاطمه زهراء و مراد از
والوتر قسم به فرد خداوند متعال
واللیل اذا یسر یعنی شبی که رو به آسانی میرود دولت کوتاهی که به دولت قائم منتهی میشود .تفسیر
برهان ذیل سوره فجر
، عن جابر بن يزيد الجعفي، عن أبي عبد الله (عليه السلام)، قال: «قوله عز و جل: وَ الْفَجْرِ الفجر هو القائم (عليه السلام): وَ لَيالٍ عَشْرٍ الأئمة (عليهم السلام) من الحسن اِلی الحسن وَ الشَّفْعِ أمير المؤمنين و فاطمة (عليها السلام)، وَ الْوَتْرِ هو الله وحده لا شريك له: وَ اللَّيْلِ اِذا يَسْرِ هي دولة حبتر، فهي تسري اِلی دولة القائم (عليه السلام)».
تفسیر برهان ذیل ایه
نکته مهم
برخی روایات امده که هر قیامی و هر پرچمی قبل از قیام امام زمان عجل الله تعالی فرجه باطل و طاغوت است و شما مثل جوجه پرکنده در دست بچه ها شده با شما بازی میکنند
واضح است که این روایات آخر مطلق است هر حکومتی را میفرماید ولی روایات بالا که اول ذکر کردیم خاص است و حکومت در استانه ظهور را میفرماید یعنی میتواند اون روایات را تقید بزند
اگر کسی این سخن را قبول نکرد باز میگوییم روایات نهی از تشکیل حکومت که ذکر کردیم ناظر به جو زمان صدور روایات که مقارن با قیام سادات حسنی و زیدی و نفس زکیه و ...بود که بدون حساب و کتاب در حضور امام صادق علیه السلام قیام کرده و حتی امام را مجبور به همراهی خود میکردند و اگر همراهی نمیکردند میگفتند حسود است معاذالله و حتی امام را برای اخذ بیعت حبس کردند
اگر این را هم کسی قبول نکند
باز میگوییم
روایت نهی از قیام در زمان غیبت یک مطلب عقلی را میگوید که هر زمان شما عده و عده کافی ندارید و با قیام شکست خورده و مثل جوجه ی که بال پرواز در نیاورده در دست بچه ها می افتید خوب نباید قیام کنید خلاف عقل و شرع است پس صورتی که قیام کننده ها نه نتها جوجه پرکننده نشدند بلکه عقابی شدند که شاه را هم از مملکت بیرون کردند نمیشود
اگر کسی این را هم قبول نکند میگوییم
روایات نهی از تشکیل حکومت در زمان غیبت نهی از تشکیل حکومت است نه سرنگون کردن حکومت تشکیل شده معاذالله یعنی برخی از متدین معاذالله فکر میکنند که این حکومت نباید تشکیل میشد و حالا ما باید مخالفت و قهر و فعالیت منفی علیه اش کنیم در حالی که در فرض قبول این حرفها روایات ناهیه از تشکیل حکومت است اما حالا عده ی تشکیل حکومت دادند حالا وظیفه چیست ما چه طور با این دستاورد برخورد کنیم این را قطعا نمیگوید که مخالفت کن بلکه مثل امام صادق علیه السلام که به زید شهید تلویحا فرمودند قیام نکن ولی ایشان قیام کرد امام بعد از این جور دیگر برخورد کردند در غم شهادتش اشک ریخته احوالش جویا شده سراغ قبر و نحو دفنش پرسیده و حتی به برخی از اصحاب خود که در این قیام حضور داشت پول دادند تا بین خانواده های کشته شده در این جنگ تقسیم کند
اگر کسی این حرفا را قبول ندارد
استاد ما میفرمودند من حاضر به مباهله با او هستم لکن به حریم ولایت امیرالمومنین علیه السلام از این سخن صرف نظر کردن اولی تعینی است
این که یک امر عقلایی است که عده ی بچه شیعه جمع شدند کاری برای خدا بکنند بالاخره به جایی رساندند چرا پشت کردن هم یک دلی کنیم تعاون بر تقوی ما دامی که تقوی است و هر جا اثم بود توانستیم نهی از منکر نشد در دل بگویم ما نیستیم
اگر چه اشگالات هست ولی مامورانی اصلاح خواهند کرد
که مامورانی بالا و بالاتر در خدمت اند
ان شاء الله ولاحول و لا قوة الابالله العلی العظیم
الحمدلله اولا و اخرا و ظاهرا و باطنا