🌹
حر مادری 
حر سخی بود 
در رجز و اشعار حر امده که شما میدانید من پذیرای از مهمانان علی الخصوص حاجی ها داشتم 
حر بار به والدین بود نیکی به پدرو مادر داشت
 
حر  تحت تاثیر مادرش بوده لذا در اشتباهش که جلوی امام را گرفت و گفت نمیگذارم شما بروید امام دست روی مادرش گذاشتند و فرمودند ثکلتک امک مادرت به عزایت بنشیند گویا تحت تاثیر مادرش چنین کاری کرده بود
وقتی هم که در خون خود غلتان بود و سیدالشهداءبر جنازاش حاضر شدند فرمودند انت حر کما سمتک امک 
تو حری همانگونه که مادرت تو را حر نامیده یعنی شهادتش در رکباب امام  و موفقیتش هم تحت تاثیر مادرش بود که باز امام اسم مادرش را اوردند 
پس نقطه ضعفش و نقطه قوتش تحت تاثیر مادر بوده شخصیتی مادری بود اگرچه بطور کلی هم" الجنات تحت اقدام امهات "بهشت زیر پای مادران است 
این هم هست که حر ممکن است وقتی امام به او تشر زدند که ثکلتک امک چیزی در دلش امده بود که چرا اباعبدالله نام مادر مرا اینگونه برد و لذا سیدالشهدا در لحظات اخر از دلش دراوردند و با عظمت و بزرگی اسم مادرش را اوردند که تو در دنیا و اخرت حری همانگونه که مادرت تو را حرحر گذاشته 
 
جمله "ثکلت امک"  میتواند تشری بوده باشد که حباب و حجاب غرور حر را شکست و سبب توبه او شد که "بینک و بین الموعظه حجاب من الغره "بین تو و موعظه حجابی است از غرور 
 
حر احترام فاطمه زهراء نگاه داشت و اسم مادر امام را نیاورد
حر با اینکه فرمانده  لشگر مقابل بود با لشگریانش پشت سر امام نماز جماعت خواند 
 
وقتی امام به لشگریان گفت شما اهل کوفه برای من نامه نوشتید که بیاید من امدم اهل کوفه منکر شدند، حر از برخی پرسید که اسم  شما را میبرد شما نامه نوشتید گفتند آری نوشتیم  انگاه خود حر جوانمردانه با اینکه خوش نامه ننوشته بود فریاد زد
" یا اباعبدالله نحن کتبنالک "ما برای شما نامه نوشتیم 
 
حر وقتی توبه کرد و بازگشت به امام حسین گفت  بین من و شما گذشت انچه گذشت و اینک "اتیتک مواسیا بنفسی"اماده ام با جانم با شما مواسات کنم و جانم را فدای شما کنم ایا این توبه ی کارم محسوب میشود امام فرمودند بله "انزل"فرود ایی مهمان ما باش او گفت اجازه بده که پیاده نشوم و جانم را نثار شما کنم
اری او کسی بود که جزء ده نفر شجاع کوفه محسوب میشد ان الله یحب الشجاعه
 او کسی بود سخی بود و سخی درختی است که هرکس به شاخه ان اویزان شود بهشتش میبرد و خدا کافر سخی را بیشتر از مومن بخیل دوست دارد 
او کسی بود که از جهت روحی و معنوی در سطحی بود که چون از خانه اش برای امدن کربلا خارج شد صدای  منادی از  پشت شرش را شنید که  میگوید "بشر بالجنه"بشارت باد تو را به بهشت و چون برگشت کسی را ندید و بعد توبه این جریان را به امام حسین گفت امام فرمودند مراد از بشارت به بهشت الان توست که توبه کرده ای
 
حر کسی است که چون توبه کرد و بسوی امام امد سیدالشهدا علی اکبر را فرمودند به استقبال عمویت برو و چون شهید شد با علی اکبر به بالینش امدند و به علی اکبر فرمودند برای حر  مرثیه بخوان و او این جملات معروف را فرمود که نعم الحر حر بنی ریاح 
 
امام حسین در جمله معروفی فرمودند گویا میبینم که بدنم را گرگهای بیابان بین کربلا  و نوامیس میدرند و نوامیس جایی است که حر دفن است گویا امام حسین حر را قطعه ی از بدن خود دیده که بین کربلا و نوامیس پراکنده شده اند 
حر را طایفه ش که در کربلا بودند بعد از جنگ جنازش را از کربلا بیرون بروند و اگرچه دفن در کربلا  نشد ولی توفیقی شد که جداگانه و با توجه ویژه عده ی ساعاتها برای زیارتش وقت صرف کنند و به زیارتش در بیرون کربلا بروند
 
وقتی لحظات اخر حر در حال جان کندن بود گویا باورش نبود که به بالین حرِ گنهکار یا بهتر بگویم حرِ تائب سیدالشهداء بیاید اما یکوقت حس کرد که سیدالشهداء سرش را بر زانویش گذاشت  حر خجالت کشید و سر خود را روی زمین کشید ..
به امام گفت از طرف من از زینب عذر خواهی کنید 
گویا سر پیاده نشدنش خجالت از زن و بچه ها بود که ...
اری مردانگی بین صفا ببین 
صفا در کربلا موج میزند 
السلام علیکم 
یا ابطال الصفا و فرسان الهیجاء 
و رحمه الله و برکاته 
الحمدلله اولا و اخرا و ظاهرا وباطنا
+ نوشته شده توسط جان نثاری علی رضا در پنجشنبه پانزدهم مهر ۱۳۹۵ و ساعت 11:17 |